آرین آرین ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره

مامان از کودکی هام بگو

بازی ها و اسباب بازی های مناسب برای کودکان همسن تو(یکسال به بالا)

    در یک سالگی از اس با ب با زی های کوکی که راه می روند و صدا می دهند خوشش می آید و توجهش به آن ها جلب می شود. همچنین به پرنده ها، حیوانات، وسایل نقلیه و کسانی که حرکت می کنند نیز توجه می کند. می توان او را نشاند و با قل دادن توپ، او را با توپ با زی آشنا کرد. کودک تا یک سالگی با هر وسیله ای که در اختیارش قرار گیرد، با زی می کند و آن ها را از چند جنبه مورد بررسی قرار می دهد؛ از لحاظ زبری، نرمی، طعم، صدا و امثال آن. برای بچه های این سن جغجغه، عروسک و حلقه های نرمی که تمیز کردن آن ها آسان با شد بسیار مناسب است. کودک ی که تازه می خواهد راه بیفتد به اشیایی علاقه دارد که بتواند با آن ها کاری انجام دهد...
24 ارديبهشت 1390

اولین سال تولد همراه با تب فراون

عزیزکم ماجرای شب تولدت رو واست گفتم و اینکه یه شب مونده به تولدت همه برنامه های من نقش برآب شد. با اینکه حدودا دو ماهی از اون تاریخ گذشته, با شرمندگی تموم می خوام چند تا از عکساتو واسه یادگاری بذارم. الهی هیچ وقت ناخوش احوال نشی گلم. خودت که عکساتو ببینی می تونی حال و روزتو در اون شب حدس بزنی. دیشب که خاله جونا خونه ما بودن این عکسارو از روی فلش خاله جون ریختم توی کامپیوتر تا عزیز مامان نگه چرا ازاولین تولدم عکس ندارم. بدونکه دلم نیومد با دیدن عکسا ناراحتت کنم.     چشمات خبر از تب بالای تو داره. قربونت بشم که کلی بی قراری کردی هدیه خاله جون و دخترخاله صدف و پسرخاله سپهر.   هنوز که ه...
23 ارديبهشت 1390

برنامه غذایی تو در یکسالگی

یکی از بزرگترین دغدغه های فکری من غذا خوردنه توست. تا قبل از 6 ماهگی مشکلی نبود. هرزمانکه گریه می کردی شیرت آماده و مامانم درخدمت شما بود. اما حالا رژیم غذاییت باید جوری باشه که همه گروههای غذایی رو به بدنت برسونه متنوع باشه دست به خدمت باشم که اگه  یه وقت یه غذایی رو دوست نداشتی واست یه چیز دیگه آماده کنم خلاصه که گاهی از خودم خندم می گیره. دایم توی آشپزخونه از این طرف می رم اونطرف غذای مورد علاقه پسری وای غذای مورد علاقه پدری ناهار فردای پسری چی باشه؟ شام چی شد اووووووووووه نه پیازم سوخت پسری بشین بازی کن خوشگلم  مامان به وظایف دیگش برسه درست می گی نازم ,برنامه ریزی رمز موفقیت خانوم خونهس چه کنم ...
22 ارديبهشت 1390

مهارتهای کودک در یکسالگی

    این شعر کودکانه رو تقدیم میکنم به همه دوستای مجازی خوب گل پسرم   روز قبل بهت گفتم که چطور نماز خوندن رو واسه اولین بار تجربه کردی. واین رو بگم که تابحال این تجربه رو نداشتم که از نزدیک تکامل کودک انسان رو ببینم واسم خیلی شگفت انگیز و جالبه. دنیای کودکی و ناشناخته های اون اولین سال زندگیت رو که تموم می کنی , وارد دنیای جدیدی از کشفیات و مجهولات میشی. وقتی راه رفتن رو خوب مسلط میشی می تونی به راحتی به همه جا پا بذاری و همه دنیارو زیر پاهات حس کنی. حالا که ١٣ امین ماه رو پشت سر گذاشتی می تونم بگم تقریبا راه رفتنت کامل شده و کمتر به زمین می خوری. از یه اتاق به اتاق دیگه سرک می کشی. ی...
21 ارديبهشت 1390

شیخ بهایی

  این متن رو بابایی واست می نویسه: بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی معروف به شیخ بهائی در  ۸ اسفند ۹۲۵ - ۶ ذیحجه ۹۵۳ هجری -  در  اصفهان دیده به جهان گشود . وی  دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت. در حدود ۹۵ کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر و فیزیک بر جای مانده است. به پاس خدمات وی به علم ستاره‌شناسی، یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال «نجوم و شیخ بهایی» نامگذاری کرد. شیخ بهایی مردی بود که از تظاهر و فخر فروشی نفرت داشت و این خود انگیزه ای برای اشتهار خالص شیخ بود.شیخ بهایی به تا...
21 ارديبهشت 1390

14 امین ماه زندگی

گل پسری ورودت به ١٤ امین ماه از زندگی شیرین زمینی مبارک گل پسری خوشگل پسری ناناز پسری عزیز پسری اینا لقباییه که من توی خونه صدات می زنم یه وقتایی عزیزکم اگه می بینی یه جایی مامانی داره از شیطونیا و شلوغ کاریای تو و خستگی هاو شب بیداری های خودش شکایت می کنه , به دل نگیری ها. خودت فردا که بزرگ شدی و شدی یه پدر مهربون , اونوقت می فهمی چی توی دل بابا ها وماماناست. باور می کنی عزیزم با همه اینکه عاشق باباییم وسالها دلمون می تپید واسه به هم رسیدن. تو که اومدی خونه رو قشنگتر کردی. نه فکر نکن دارم شعار می دم. اصلانم اینجور نیست. یه وقتایی میشینم بهت که نگا می کنم, انگاری خودمو توی وجودت می بینم. یه سال اول زندگی من و بابایی ک...
20 ارديبهشت 1390

عبادت در کودکی

     می خوای بدونی عزیز دلم در 13 ماهگی چه کار جدیدی یاد گرفتی انجام بدی؟ یه روز ظهر که سجاده رو پهن کردم واسه نماز کنارم نشستی . حواست پرت شده بود به مهر وتسبیح. یهویی دیدم همون طور که روی زمین نشستی . داری خم و راست میشی. قربونت بشم الهی. منم که خیلی حواس جمعی توی نماز خوندن دارم. بیشتر بیشتر حواسم پرت تو شد. داشتم ذوق می کردم. نماز که تموم شد پریدم یه ماچ گنده از لپت کردم. روز بعد  گفتم پسری بیا الله اکبر دوویدی سمت مهر. برداشتی گذاشتی روی لبات. دیروز که رفتیم خونه آناجون . چون می دونستم چقدر آناجون از اینکارا لذت میبرن. گفتم پسر منم نماز خون شده . مهر رو آوردم اینبا...
20 ارديبهشت 1390

ماجراهای آقای پسر و خونواده در مکان جدید

صبح روز بهاری وابریت بخیر عزیزم بعد از حدود 12 روز برگشتیم خونه خودمون.  کجا بودیم؟ چرا یهویی غیبت کردم؟  آخ راست گفتی بی خبر گذاشتمت. بذار از اول واست بگم که چه طور شد که اینجور شد.  آنا جون و پدر جون مدتها بود که تصمیم به مسافرت داشتن. تا اینکه..  همین جور یهویی تصمیمشون قطعی شد و نزدیکای ظهر 12 روز قبل زنگ زدن خونمون. ما داریم می ریم سفر. شما هم بیاین خونه ما تا هم خونه خالی نباشه هم کارت ماشین پدر جون رو که پستچی آورد تحویل بگیرین.  من و باباییم بله رو گفتیم و به این نیت که می ریم یکی دور روز میمونیم و برمی گردیم و گاهیم سر میزنیم خونه پدر جون یکی دودست لباس برداشتیمو راهی خونه پدر جون شدیم. یه روز ...
20 ارديبهشت 1390

بدون عنوان

پارک ملت. اولین پارک رفتن تنهایی من وتو. یه شب چهارشنبه. یادته چقدر ذوق کرده بودی. پارک چقدر شلوغ بود. موقع برگشتن بابایی از سرکار اومد دنبالمون.   عصر جمعه بود. با بابایی دوتایی رفتین پارک سجاد. منم خونه رو مرتب کردم.چون مهمون داشتیم. بعد از یه هفته نبودنمون برگشتیم خونه خودمون. بابایی بردت تا من راحت به کارهام برسم. وقتی برگشتی یادته کلی بابایی واست خوراکی گرفته بود روستای قشنگ دهبار. در نبود آنا جون وپدر جون. یه روز صبح جمعه تصمیم گرفتیم بریم بیرون. گفتیم کجا بریم ؟ دیدیم طرقبه وشاندیز خیلی رفتیم. بابایی اسم این روستا رو خیلی شنیده بود. با وجود اینکه راه یکمی طولانی بود وسایلمون رو جمع ...
19 ارديبهشت 1390

امان از این چونه خانوما

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}   دیروز متوجه شدم که چقدر تو پسر گلم عاشق توجه ...
4 ارديبهشت 1390