عبادت در کودکی
.gif)
می خوای بدونی عزیز دلم در 13 ماهگی چه کار جدیدی یاد گرفتی انجام بدی؟
یه روز ظهر که سجاده رو پهن کردم واسه نماز کنارم نشستی . حواست پرت شده بود به مهر وتسبیح.
یهویی دیدم همون طور که روی زمین نشستی . داری خم و راست میشی..gif)
قربونت بشم الهی.
.gif)
منم که خیلی حواس جمعی توی نماز خوندن دارم.
.gif)
بیشتر بیشتر حواسم پرت تو شد.
داشتم ذوق می کردم. نماز که تموم شد پریدم یه ماچ گنده از لپت کردم.
روز بعد گفتم پسری بیا الله اکبر
دوویدی سمت مهر. برداشتی گذاشتی روی لبات.
دیروز که رفتیم خونه آناجون . چون می دونستم چقدر آناجون از اینکارا لذت میبرن.
گفتم پسر منم نماز خون شده .
مهر رو آوردم
اینبار با کمال تعجب پیشرفت کرده بودی.
ایستادی کنار من. سرتو خم کردی.مثلا داری چیزی می خونی..gif)
خاله جون که غش کرده بود از خنده. رو کردبه بابایی گفت :
این پسرتون انگاری از توی شکم مامانش راهشو پیدا کرده .
.gif)
ببین چقدر حرفه ای شده.
قربونت بشم. تولااقل عبادت هاتو مرتب انجام بده. بذار من شرمنده خدای تو نشم.
مثل مامان نشی که هر وقت گره تو کارش میاد دست وپاشو گم می کنه.
عبادت و شکر گزاری رو هیچ وقت فراموش نکن.


عبادت در کودکی
