مامان از کودکی هام بگو

مامان از کودکی هام بگو

دلنوشته هایی به رنگ کودکی های پسرم

تولدت مبارک گل پسر

سلام پسر گل من

بعد ازیه غیبت کبری دوباره اومدم. راستش درعرض یه سال اونقدر علم وتکنولوژی پیشرفت کرد که نگو. انواع واقسام شبکه های مجازی. فیس بوک.اینستگرام, وایبر و.........

خدااونروز نیاره که پایبندشون بشی.

خداروشکر خیلی وابستگی من شدید نیست. اما راستش ازوقتی جلسه و برنامه میرم خیلی دیگه فرصت ندارم. منو ببخش.

امروز اومدم تولد پسر گلمو تبریک بگم.

پسر مامان یه ماه پیش مامان جون (مامان بابا)بعد 3سال افتادن روی تخت بیمارستان فوت کردن. به همین خاطر امسال تولد نداری. عزیزمن واست بهترین ها رو آرزو می کنم.

پسرم دیگه آقا شده. یه پسر مهربون و مستقل. مهربون چون  یه پرستار نمونه ست. سرماکه می خورم سریع واسم شیر میاری .قرصامو می دی دستم. مستقل چون لباساتو خودت درمیاری . می پوشی. دستشویی میری. مسواک میزنی. منو هم مجبور کردی هرشب مسواک بزنم

خلاصه که تمام نگرانی هام و شب بیداریام نتیجه دادن.اما هنوز مثل سابق بی اشتها و لاغر هستی.

وزن 15/300

قد  107

پسرم عاشق ماشین هستی. تمام مدلای ماشینارو میشناسی.

بازی امروز شما بچه هام که شده تبلت و آی پد و...خداروشکر پسر گلم مثل خودمی. خیلی زود عادت می کنی و وابسته اینجور تکنولوژی ها نمیشی

بابا واست xBOXکادو ی تولد خرید. خداروشکر خیلی اهل بازی نیستی. پسر گلم خودت میدونی یکم که بازی می کنی میای می گی چشام ضعیف میشه. آب هویج بهم بده.

دوستت دارم

[ سه شنبه 19 اسفند 1393 ] [ 5:01 بعد از ظهر ] [ مامان نسترن ]
[موضوع : ]

[ ]

چشمهارو باید شست...

وقتی ازمتهم کردن دنیا وهرچی که دراونهست دست برداری وفقط وفقط راه حل همه مشکلات رو درون خودت پیدا کنی. زندگیت بهشتی میشه که آرزشوداشتی.

خودت رو تغییر بدی , دنیاتم تغییر م یکنه. همه چی میفته روی غلطک. دیگه لازم نیست واسه رسیدن به خواسته هات دست وپا بزنی. فقط کافیه دیگران رو ببخشو رها کنی. دست برداری ازقضاوت و شک وتردید.

زندگی کن وبگذارزندگی کنن.توفقط باید به رشد کردن خودت فکر کنی. تنهاهدف آفرینش توهمینه.

پسر خوبم .خیلی وقته واست ننوشتم. گفتم درگیر برنامه و جلساتم هستم. خیلی خودم رو نم یخوام مثل قبل درگیر نت و وبگردی کنم. 

تابستون داره به نیمه میرسه. ازاول مهر به امید خدا میری پیش 1. فعلا ترم 2ژیمناستیک هستی. پیشرفت خوبی داشتی. برخلاف شنیده ها که می گن این ورزش باعث کوتاهی قد میشه. 3.4سانتی افزایش قد داشتی. بدنت بهترشده. ازیکشنبه اینهفته پیشت واست کلاس نقاشی گذاشته.

نه اینکه فکرکنی می خوام با کلاس رفتن خسته ات کنم. نه .نمی خوام تنهایی توی خونه اذیتت کنه. توالان نیاز به همبازی و دوست داری. 

دیشب واسه اولین بار با دوچرخه به جای سه چرخه رفتیم پارک. شادی عجیبی داشتی. ازشادی تو جمع 3نفرمون شادتر شد.

بهترین ها آرزوی من برای تو

[ شنبه 11 مرداد 1393 ] [ 8:54 قبل از ظهر ] [ مامان نسترن ]
[موضوع : ]

[ ]

روز تولد مامان

یادته پسرم واست نوشتم چقدر حالم بد.یه جورحس ناامیدی,نگرانی,سردرگمی

خودموگم کرده بودم.

انگارهرچی ترسه ریخته بود ته دلم.

همیشه یه دفتریادداشت کناردستم دارم. هروقت دلتنگ میشم ,مینویسم.آروم میشم.

اونروزا بدجورحال وهوام بد بود.نوشتم  نوشتم........ورقها یکی یکی سیاه شدن

ازنیروی برتر خدای بی همتا کمک خواستم. نیاز به راهنماداشتم. راهمو گم کرده بودم.

اونقدر درخواست کردم تا راهنمای عزیزم به شکل یه دوست ازجنس خودم ,شبیه خودم وبا درددل هایی اشنا ازجنس حرفهای خودم,به کمکم اومد.

نیاز به تحول داشتم. ازاینکه سعی داشتم به اجباردیگران رو همپای خودم تغییر بدم خسته شده بودم.

فهمیدم اینهمه سال به امید تغییر دیگران زندگی کردم.همین طرز فکر سبب شده بود ازخودمو اشتباهام دوربشم.

راهنمام همه زندگیمو عوض کرد.

خداجوابمو داد.چقدرنزدیکم بود ومن نفهمیدم.

حالاکه همه زندگیمو سپردم دستش آروم شدم. ازآرامش من همه دنیام اروم شدن. اطرافیانم همپای من به آرامش رسیدن.

تقدیم دودستی عشق بی قیدوشرط به دیگران ,همون اندازه یا بیشتر بهت عشق میده.

قلبم رو به سمت خدا بازگذاشتم. خودم رو توی آغوشش رها کردم.چه آرامشی .دیگه نه ترس از آینده داشتم. نه نگران فردام بودم.واسه لحظه زندگی م یکنم

نمی گم الان کامل شدم. هنوز خیلی کاردارم. اما حال وهوایی دارم که حاظر نیستم با گذشته عوضش کنم.

راهنما منو به انجمنی هدایت کرد که مدتها دنبالش بودم .

قدرت جذب کار خودشو کرد. وبالاخره انجمن محبوبم رو پیدا کردم. 4جلسه ای میشه که دارم روی خودم کار می کنم. تاهرزمان که بتونم وزنده باشم جلسات رو باید ادامه بدم.

شعار زندگی من شده: سخت نگیر

زندگی کن ودست ازقضاوت وانتقاد بردار

درلحظه امروز زندگی کن

عزیز پسرم الان چندروزیه که حرف ازمردن میزنی . واست سوال شده که کی می میریم. کی پیر میشیم. مردیم کجا میریم.

نم یدونم دلیل حرفات چیه. اصلا صحبتی دراین مورد نشنیدی.

دیروز یهوی وسط بازی گفتی : مامان من نمی خوام شما بمیری. اگه بمیری من تنها میشم. کی واسم غذا بپزه.

بغلت کردم وفشارت دادم. عزیزم چی شده که این حرفارو میزنی.

تازه مامان متولد شده.

[ چهارشنبه 14 خرداد 1393 ] [ 1:52 قبل از ظهر ] [ مامان نسترن ]
[موضوع : ]

[ ]

مامان باز خواب تازه واست دیده

حال واوضاعم بهترشده. نم یدونم چه حسیه که گاهی سراغم میاد. 

اما امروز خوبم . از اون روزای خوبی که کم سراغم میاد و وقتیم میاد تا یه مدت حالمو خوب می کنه.

دیگه بهتر شدی. هنوز دونه های آبله مرغونی اثرشون رو دارن. اما بازم خداروشکر .

ضعیفترازهمیشه شدی.

بستمت به عصاره وتقویتی تا دوباره سرحال بشی عزیزکم.

ماه آخر مهد رو نذاشتم بری. چون دیگه چیزی به آخر سالت نموند. بابایی خیلی موافق رفتنت نیست. 

واست یه برنامه جدید دارم.

نم یدونم بزرگتر که بشی علاقه به چی پیدا م یکنی. اما هنوز تا جایی که حرفم خریدار داره , کارخودمو می کنم.

حداقل دلم رو خوش می کنم. 

پسرگلم با کلی تحقیق و تفحص به این نتیجه رسیدم ژیمناستیک مادر ورزشهاست. 

هرچند دو میدانی هم حووی ژیمناستیکه.

الان دوجلسه ست که پسرگلم میره کلاس.

با اون تن وبدن لاغرت , توی لباسای چسب ژیمناستیک به قول استادت آدم دلش نمیاد بهت دست بزنه.

اونقدر هیجان دارم که نگو. 

از الان دارم تورو یه قهرمان می بینم.

البته اینا همش حس مادریه . معلوم نیست آینده چی پیش میاد.

استاد ازت راضیه.(شما مربی رو اینجور صدا میزنی)

دیروز استادت گفتن یه هفته بهش شیشلیک بدین بذارین جون بگیره. آدم دلش نمیاد بهش دست بزنه.

قربونت بشم که با همین جثه به قول خودت ازدیوار راستم بالا میری

 

[ پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ] [ 9:06 قبل از ظهر ] [ مامان نسترن ]
[موضوع : ]

[ ]

حالم بد

چرا حالم خوب نیست

چرا خوب نمیشم

حالم بده

نم یدونم چرا 

نپرس

فقط بذار مامان به حال خودش باشه.......................

[ جمعه 12 ارديبهشت 1393 ] [ 8:08 بعد از ظهر ] [ مامان نسترن ]
[موضوع : ]

[ ]

صدفی جون تولدت مبارک

28 فروردین تولد صدفی جون خاله بود. که همزمان شده بود با مولودی مامان نسرینش.

خوشگل خاله امیدوارم اونقدر زنده بمونم تا بتونم بزرگ شدن و خانوم شدنت رو ببینم

 

[ يکشنبه 7 ارديبهشت 1393 ] [ 7:56 بعد از ظهر ] [ مامان نسترن ]
[موضوع : ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 71 صفحه بعد