آرین آرین ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره

مامان از کودکی هام بگو

اسم شما چیه؟

پسر گلم باهمه شیطونیها و بازیگوشیات,شیرینی می دونی چرا؟ مثلا همین دوروز پیش بود که بعد از چند بار تکرار کردن , تونستی در جواب این سوال که اسمت چیه بگی: امی واینکه متوجه شدم هر زمانکه خیلی خسته میشی ویا خوابت می گیره و یا خدای نکرده جاییت درد می کنه بغل هیچکسی جز خودم نمی ری و اونوقته که با تمام وجود صدام می زنی: ماما دیروز با وجود اینکه خیلی عاشق تلفن هستی و بارها تلفنو زمین کوبیدی و کشون کشون این ورو اونور میبریش , اما اصلا اهل صحبت کردن با کسیکه پشت خط منتظر صداته نیستی وفرار می کنی, دیروز گوشی رو برداشتی و دوست داشتی حرف بزنی, سریع شماره پدر جونو گرفتم, شمام کلی صحبت کردی .   وروجک من ...
19 شهريور 1390

تشکر ویزه و یه خبر خوش

یه تشکر ویژه  واسه اظهار لطفی که همه مامانای گل به خاله جون پسرم  داشتن. ممنونم   یه خبر خوش     واسه اون دسته از دوست جونایی که مشکل بی اشتهایی نی نی های گلشونو دارن. حدودا دوهفته ای میشه که دارم به پسری شربت زینک پلاس می دم. هم اشتها آوره هم مولتی ویتامینه. پسری  با اشتها روزی 5 سی سی رو نوش جون می کنه. خداروشکر , گوش شیطون کر , به زنم به تخته:       رنگ و روش بازشده. نمی دونین چقدر این درو اوندر زدم تا بلاخره فهمیدم پسری هیچ مشکلی نداره و فقط بی اشتهاست.اونم واسه اینه که خیلی شیطونو بازیگوشه. قربون این دکترای گلمونم بشم که هر کدوم یه سا...
17 شهريور 1390

برگشتیم به خونه

سلام پسر گلم بعد از چند روز که خونه نبودیم , دیشب دوباره 4طبقه پله رو هن هن کنان اومدیم بالا و رفتیم سر خونه و زندگیمون. آنا جون پدر جون از قبل عید فطر که رفتن مسافرت دور ایران, هنوز برنگشتن. صبح که تلفنی صحبت کردم آبگرم سرعین بودن. وای چقدر دلم می خواست جای اونا بودم . نه اینکه فکر کنی از بابت سفر می گم ها. نه همینکه سختی های بچه داری رو پشت سر گذاشتن و الان خداروشکر خیالشون راحته خوشبحالشونه. آره گلم این چند روز دوباره ساکمونو بستیم رفتیم خونه آنا جون. هم خونه بزرگتره هم پله نیست و منو شما راحت می تونیم بریم اطراف قدم زدن.   حالا؛ فکر می کنی چرا به این زودی برگشتیم خونه خودمون؟   آفرین اونقدر شما شیطونی کردی و...
16 شهريور 1390

تولد تولد تولدت مبارک

  چهارشنبه شب تولد پسر خاله سپهربود.امسال سالگرد تولد سپهر جون همزمان با عید فطر شد شب خیلی خوبی بود. اونقدر خوش گذشت که نفهمیدیم که شد ساعت ١٢شب. جای انا جون و پدر جون خیلی خالی بود. سپهر جون اینشالاه جشن فارغ التحصیلیت آقا. پسر گلم شما عاشق سپهر جونی. اونو مثل صدفی دادا صدا میزنی.   اینم یه عکس سه نفره از نوه های کوچولوی خونواده من   وای عجب فشفشه ای. چه با تعجب نیگا میکنی عزیزم.   واااااااااای قسمت جذاب جشن تولد خوشبحالت سپهر جون ...
11 شهريور 1390

عاشقان عیدتان مبارک

    به نماز می‏ایستم و پنج تکبیر می‏زنم بر دنیا و هر آنچه مرا از نوازش نسیم رحمتت دور می‏سازد. می‏خواهم حسن‏ ختام میهمانی‏ات،                 ابتدای آشنایی تازه‏ام با تو باشد.   اکنون به مدد عبورم از باغ صیام،          عطر گل‏های تازه عبودیّت را آن‏چنان در سر دارم که بیدارتر از همیشه، می‏بینمت.   چه شیرین است طعم میوه‏های آسمانی تو،             آ...
8 شهريور 1390

پسرخاله جون تولدت مبارک

دیشب مراسم افطاریمونو مثل سال قبل بیرون گرفتیم. اینجوری نه شما اذیت شدی نه من. خدا خیر بابایی رو بده که همیشه همه جوره هوای منو داره. پسر گلم انگاری غذای بیرون خیلی به مذاقت خوشتر میاد. سوپایی رو که خودم می پزم , نمی خوری که مجبور میشم دربست بریزم توی سطل زباله. اما دیشب کلی سوپ مرغ نوش جون کردی و اونوقت چند لقمه هم جوجه از نوع اکبر جوجش با ته دیگ زعفرونی. از خوشحالی اینکه سوپ خوردی یه ظرف گرفتم و واست آوردم خونه. امروز صبح باهم رفتیم کالسکه تو از انباری آوردیم و همونجا توی پارکینگ شستمش. باهم رفتیم پروما. راستش گلم فردا تولد پسر خاله جون سپهر. یواشکی بگم پسرخاله نفهمه , با مشورت بابایی رفتیم غرفه لوازم ورزشی. یکی دو ت...
8 شهريور 1390

سه " ت " شیطانی

سلام امید مامان خوبی؟ کجا هستی؟ تنهایی؟ تا الان از خوندن نوشته های کودکیت لذت بردی؟ درضمن مامانی همه ازت تعریف که می کنن.؟!! خداروشکر امروز صبح بعد مدتها دوباره سحر خیز شدی.ساعت 8 باهم صبحانه خوردیم. قربونت بشم که یه تخم مرغ رو ماشالاه گوش شیطون کر کامل نوش جون کردی. نیم ساعته که لالا کردی.منم اتفاقی یه دنیا مطلب جورواجور پیدا کردم دلم می خواد واست بذارم:     تاثیرات منفی سه " ت " شیطانی را در شخصیت کودکان توضیح دهید . آیا می دانید منظور از سه " ت " شیطانی چیست و چه عوارضی دارد ؟     انگیزه حل مسئله و چالش با مشکلات نیازمند داشتن اعتماد به نفس قوی و احس...
7 شهريور 1390