اولین سال تولد همراه با تب فراون
عزیزکم ماجرای شب تولدت رو واست گفتم و اینکه یه شب مونده به تولدت همه برنامه های من نقش برآب شد. با اینکه حدودا دو ماهی از اون تاریخ گذشته, با شرمندگی تموم می خوام چند تا از عکساتو واسه یادگاری بذارم. الهی هیچ وقت ناخوش احوال نشی گلم. خودت که عکساتو ببینی می تونی حال و روزتو در اون شب حدس بزنی. دیشب که خاله جونا خونه ما بودن این عکسارو از روی فلش خاله جون ریختم توی کامپیوتر تا عزیز مامان نگه چرا ازاولین تولدم عکس ندارم. بدونکه دلم نیومد با دیدن عکسا ناراحتت کنم. چشمات خبر از تب بالای تو داره. قربونت بشم که کلی بی قراری کردی هدیه خاله جون و دخترخاله صدف و پسرخاله سپهر. هنوز که ه...
نویسنده :
مامان نسترن
15:41







