آرین آرین ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره

مامان از کودکی هام بگو

همچنان بی خانمان

سلام دوستای عزیز و مامانای مهربون.شرمنده ام که نمی تونم بهتون سر بزنم. پسر گلم خوبی آقا؟ همچنان بی خانمانیم. امان از بدقولی های کارگرا. اگه خدا بخواد درصدد گرفتن شما ازشیرم. وای وای که صدتا زبونم لال آقا معتادا رو ترک می دادم از شیر گرفتن شما راحتتره. روزا دایم درحال بهونه گیری و جیغ زدنی. از یه خانومی شنیدم آبلیمو ونمک چاره کاره. فعلا که خیلی پیشرفتی نداشتی.تنها تونستم بین روزتو کم کنم. خدا رحم کنه. طفلک همسایه های آنا جون با این جیغ زدنای شما.  
25 آذر 1390

خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ!!!

خبر کوتاه بود : ” با کمال تاسف اطلاع یافتیم که آقای دکتر محمد مصدق سحرگاه امروز پنج شنبه در ساعت 5/4 بامداد 14/12/1345 در سن 87 سالگی در اتاق شماره 62 بیمارستان نجمیه تهران زندگی را بدرود گفت. “ خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ!!! سالنامه سازمان اطلاعات انگلیس در سال 1995 درباره اش منتشر کرد: خسارتی که وی به انگلستان وارد کرد از خسارتی که هیتلر در جنگ دوم جهانی به انگلستان وارد کرد بیش تر بود، معترف هستیم که انگلستان در برابر مصدق شکستی بی سابقه را متحمل شد. اولین نفر که با لایحه کاپیتولاسیون در ایران مخالفت کرد. اولین ایرانی فارق التحصیل در دکتری حقوق. امتیاز حق شیلات و کشتیرانی در دریای خزر را از شوروی ب...
7 آذر 1390

تقدیم به بابایی مهربون

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محضه کنارم هستی و بازم بهونه هامو می گیرم میام دستاتو می گیرم یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی می میرم می دونم که یه وقتایی دلت می گیره از کارم روزایی که هواسم نیست بگم دوستت دارم     این ترانه رو که خیلی عاشقشم تقدیم می کنم به بابایی گلت که می دونم این روزا خیلی باعث ناراحتیشم. اما بابایی همیشه هوای دلمو داره. با همه اینکه مامان جون هنوز خوب نشدن. با همه اینکه این روزا خیلی درگیره خونه شده و خسته شده و بی خواب. اما شب با همه خستگیش بای حرفام میشینه تا مبادا من کمبودی از نبودنش حس کنم. اما من می دونم یه خانوم غرغرو و بی حوص...
2 آذر 1390

حسنی نگو یه دسته گل

مامان بهت سلام می کنه یه سلام گرم توی هوای سرد و زمستونی باییزی از خونه خاله جون نسرین ماهمچنان بی خونه و دربدریم عزیزم خدا بدرجونو آنا جونو نگ داره که حالا میفهمم بی خونه ها چی میکشن دیشب بابایی بردمون خونه رو دیدیم تا حدودی کارا بیش رفته اما هنوز هنوزه نمیشه ساکن بشیم دلم واست تنگ شده بود. کلی حرف دارم اما امکانات ندارم. دلم می خواست واست عکساتو بذارم که بازم امکانات ندارم و همین.   کلی بیشرفت کردی. سیدی حسنی رو کهمی ذارم خودت شعرشو دست و با شکسته می خونی: اننی نه نه بابا اموم نه نه قربونت بشم بازم برمی گردم عید غدیر خونه خاله جون نوشین رفتیم دیدن عمو جون سعید که سیدین واسه خودشون به به ببین چه ع...
2 آذر 1390

بدون عنوان

برگشتم با یه عالمه تاخیر میدونم خیلی دیر کردم. کلی روزای باتو نوشتنو از دست دادم, اما اومدم. اتاقی که کامپیوتر هست تا سقف پر جعبه واسبابه. خیلی سرده. دیگه تقریبا کارام تموم شدن . تا یکشنبه که اسباب کشی داریم. البته فکر نکنم بتونیم تا یه هفته دیگه مستقر بشیم. هنوز آشپزخونه کار داره, کاغذ دیواریام موندن. پسر گل گلم دلم واسه روزانه های دوتاییمون تنگ شده بود. به بهونه قشنگ عید مولا امدم تا این روز خوبو هم به تو گل پسری هم به دوست جونای خوبمون تبریک بگم. عید مولایی و مولا شدن مبارکتون همیشه دلتو ن خندون گل پسری هرروز که چشم باز میکنی دلت نانای میخواد. امروز واست سی دی حسنی رو گذاشتم. کلی نانای کردی. یه ماشین خ...
23 آبان 1390

بدون عنوان

چقدر هواسرد شده. یه هفته ای میشه که رنگ خورشیدو ندیدیم. اونقد بدعادت شدم که هرروز صبح دوست داشتم دستتو بگیرمو باهم بریم پارک هواخوری. اما مگه این آسمون ابری و بارونی گذاشت. اونقدر بارید تا بلاخره امروز خسته شدو از جلوی چشمای خورشید خانوم کنار رفت. شبا ده بار بیدار میشدم که مبادا پتو رو ازروت کنار زده باشی. آخه کلا با پتو مخالفی. انگاری قلبت می خواد بگیره. فوری داد میزنی باز باز . یعنی پتومو بردارین . بازم کنین یکمی خسته ام مامانی. کلی کار مونده دارم. شمام که هر بار یه فیلم برام داری. باز چند شبیه که تا چشمم روی هم میره بیدار میشی. شرمنده تند تند پیپی می کنی. دیگه جرات اسم دکتر بردنو ندارم. تورو خدا منکه مردم از بس جوش زدم. ...
13 آبان 1390

خدایا دوستت دارم

مامانایی که مثل من نگران کم وزنی نینیهای گلتون هستین دیگه نگران نباشین اصل دورسر نینی که باید مناسب باشه. به گفته مامان امیر علی جون بعد ازاین باید بیشتر به فکر مغز وهوش بچه باشم تا شکمش. پسرم تازگی وقتی تلویزون مییبنه بعضی کلماتو با تلویزون تکرار می کنه. این یعنی میشه یه سی دی آموزشی بذارم روشن باشه تا صداش توی خونه پخش بشه و پسری به گوشش کلمات اشنا بشن. خدایا بابت همه چی شکر که هرچی من ازت دورمیشم بازم هوامو داریو مثل آدما کینه به دل نمیگیری
8 آبان 1390