آرین آرین ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره

مامان از کودکی هام بگو

تولدت مبارک عزیزم

   ساعت 9 و20 دقیقه صبح روز 20 ام اسفند88 بود که  ماموریتتو واسه بهتر شدن و به دنیا شروع کردی درحالیکه اشک می ریختی  به خدا گفتی که قول میدی دیگه سربه سر فرشته ها نذاری و پسر خوبی باشه, خدام تورو بغل کرد ونشوند روی زانوهاش و گفت تو پسر خوبی هستی اما باید زندگیتو روی زمین ادامه بدی تا روزیکه دوباره برگردی پیشم. تا اونوقت باید به من قول بدی خوبیاتو همینجوری حفظ کنی. یادت باشه که من اینجا منتظرتم تا تورو دوباره درآغوش بگیرمو باهم توی بهشت قدم بزنیم. خدا گفت: پسرکم واسه امانت بالهاتو بذار اینجا بمونه , تا منو واسه همیشه توی ذهنت داشته باشی. خیلی از دوستات رفتن زمینو دیگه سراغیم از منو بالهاشون نگرفتن . اما تو اگه به...
20 اسفند 1390

کیک شوکلاتی مامان پز

همونجور که گفتم این روزای آخر سال خیلی کارام قرو قاطی شدن. حالام توی این گیرو دار نمی دونم چه طور شده وافتاب از کدوم طرف دراومده که مامان هوس هنرنمایی به سرش زده. دایم یا درحال خرید مقوا و خرت وپرتم یا وسایل شیرینی پزی.خرید عیدم که به دلایل مالی و ........تعطیل. لباسای عیدونه شمام طبق معمول به دست پر مهر انا جون به مناسبت تقارن تولدت و عیدنوروز خریداری شدن. خیلی خوشگلن حتما توی پست مربوط به تولدت عکسشو میذارم. این روزا یه جورایی حالم هم خوبه هم بد. بد چون آنا جون با کلی فشاری که چندین وچند سال به خودشون وارد کردن بلاخره هفته پیش کمر درد و دیسک کار دستشون داد و خونه نشین شدن. خدا بازم رحم کرد. الان خیلی خیلی بهترن. واما خوبه چون در تد...
12 اسفند 1390

جشن تولدت داره نزدیک میشه

گل پسرم این روزا حسابی فکرم درگیر دومسیله شده. یکی تولد شماست , اون یکیم چیدمان سفره هفت سینه. هر روز دارم اینترنتو می جویم تا بتونم ازش ایده های خوشگل وجدید و البت ارزون و مفت مفت پیدا کنم. راستش عزیزم خیلی دلم میخواد واست بهترین جشن تولد رو بگیرم اما یکی اینکه شما هنوز چوچولویی و اذیتات تمومی ندارن. یکی دیگم اینه که خیلی اوضاعمون ازلحاظ مالی روبراه نیست. اما به قول بابایی تولد چیزی نیست که بشه بی تفاوت ازش گذشت. هرچند ساده باید برگزار بشه. چندشب پیش کلی کاغذ ومقوا و مداد رنگی و خرتو پرتای دیگه خریدم. تا تولد شما یه دو سه هفته ای وقت دارم اما نکه خیلی شیطونی وقت بازم کم میارم. مبحث شیرینی هم فعلا منتفی شد. دوشب پیش واسه نمونه یه...
4 اسفند 1390

مامانی هنرمند میشه

امسال می خوام واست بشم مامان هنرمنده. راستش یه سری زدم به مامی سایت و یه نگاهیم به ویلاگای مامانای مهربون دیگه. از خودم شرمنده شدم. خواستم یه تکونی به خودم داده باشم. واسه همین تصمیم دارم واسه عیدمون شیرینی هارو خودم بپزم. کلی ایده های قشنگ از مامی سایت گرفتم. امشب یه لیست بلند بالا نوشتم تا شب با بابایی بریم قنادی و خرید کنم. البته فک کنم بابایی وقتی لیستو ببینه بگه آماده شیرینی رو بخریم سنگینتریم.که البته منم می گم : هیچی شیرینی خونگی نمیشه. حالا اصلا معلوم نیست این تصمیم من عملی میشه یا نه.اینشالاه هفته آینده که پختمش. عکساشم برات می ذارم. پس فعلا بای مامانی   ...
30 بهمن 1390

مامان دوستت دارم

امروز صبح با وجود کلی بارندگی که بی حدو حساب بود, یهویی با دوست جونم به سرمون زد پیاده بریم خرید. ازخونه که زدیم بیرون تازه متوجه بارون شدم. خواستم برگردم , زنگم زدم به دوست جونی اما جواب نداد. مجبور شدیم دوتایی تلک و تلک راه افتادیم. یه اتفاق بدی که افتاد امروز این بود که جنابعالی طبق معمول شیشه شیرتون که میل کردین اونم نصفه با کلی نباتو تشکیلات , مجبور شدم شیشه رو بذارم توی کیفم. اما از بخت بد تموم شیرا ریخت توی کیفمو گوشی عزیزمو داغون کرد. الان فقط یه صفحه سفیده. مجبور شدم گذاشتمش توی ظرف برنج. راستش دیروز یکی از هنرامو رو کردم. بلاخره طلسمو شکستمو امتحانی شکلات نارگیلی که دستورشو از مامی سایت گرفته بودم درست کردم. خیلی ذوق کرده بود...
30 بهمن 1390

تخم مرغ رنگی عید

دلم می خواد یه حال وهوای نوروزی به وبلاگت بدم:   ١-می توانید تخم مرغها را در آب لبو یا آب سبزیجات مثل اسفناج یا جعفری و یا پوست پیاز   و آب انار و زرشک بجوشانید تا آنها را به رنگهای بنفش، سبز و صورتی درآورید.   ٢- با استفاده از اسپری های رنگی طلایی یا نقره ای آنها را یکدست رنگ کنید.   3- درون قهوه یا نسکافه جوشانده و به رنگ قهوه ای درآورید که می توانید همینطور ساده داخل جا تخم مرغی گذاشته و یا دور آن را با ربان تزیین کنید   4- تخم مرغها و چند تخم بلدر چی...
21 بهمن 1390