حال وهوای بهار
روزهای بهاری رو دوست دارم.
حال وهوای قشنگیه.
مخصوصا وقتایی مثل امروز که کل آسمون رو یکدست آبی کرده باشن.
خورشید, زیبایی زمینو به نمایش می ذاره.
اصلا دلم نمی خواد حتی یه لحظه این روزهارو ازدست بدم.
توی خونه که بمونم حس می کنم هوایی واسه تنفس ندارم.
واسه همین نزدیکای ظهر رفتم یکمی پنجره رو باز کردم . دستمو به نشونی هواسنجی بردم بیرون.
نه خوبه . هوا عالیه . جون می ده واسه پیاده روی.
داد زدم گل پسری بیا .
مامانی رو به یکی از خوشگلترین آرزوهاش که قدم زدن با تو کوچولوی ناز برسون.
آخ که گلم چقدر دوستت دارم
هر لحظه تو واسم امید هامو زنده می کنه
بردمت توی اتاقت لباساتو پوشیدی.
کالسکه رو اماده کردم
اوه خدای من . حالا چه طور بدون آسانسور 4 طبقه رو برم پایین.
متوسل شدم به خانوم همسایه
تق تق
سلام دینا جون. خوبی خاله؟
کجا می ری عزیزکم؟
مامانیش اومد
سلام
سلام
می شه کمکم کنین برم پایین
اوه شمام می رین پارک
چقدر خوب.
راه افتادیم
همش دلهره داشتم اگه نشینی توی کالسکه
اگه گریه کنی.
اگه...
چقدر بد زود قضاوت کردن.
پسرکم جلو جلو نرو پیشواز اتفاقاتی که هنوز نیافتاده و شایدم اصلا پیش نیاد.
از لحظه هات لذت ببر.
رسیدیم پارک..gif)
خدای من شکرت.
واقعا نقاش زبردسی هستی.
پارک با من حرف می زد.
درختاش چمنا
پسرم بیا پایین گلم تا یکمی باهم قدم بزنیم
آفرین مامانی.
کفشات سوت می زنن. دوسشون داری؟
تاتی تاتی
قربنوت بشم . چقدر خوشحالی
تند تند قدم می زنی
از خوشحالی جیغ می کشی..gif)
دوباره می ذارمت توی کالسکه..gif)
بیا ورزش کنیم.
مامان باید خوشتیپ بشه.
میرم دو تا دستگاه ورزشی رو امتحان می کنم.
توام مشغولی با خودت و اطرافت.
حالا بیا یکمی بشینیم روی صندلی زیر سایه درخت.
یه شیشه شیر واسه اطمینان همراهم آوردم . شروع می کنی به خوردن.gif)
این چیه گلم؟
درخته
سایه داره
بعضیهاشونم میوه داره
خانوم همسایه گفت: خوبه که از حالا باهش حرف می زنی.
گفتم : آره تنها مونس من بعد از بابایشه.
دیگه کمکم خوابت گرفته
باید بریم تا بد خواب نشدی..gif)
خدایا شکر. پسر خوبی بودی.
قول می ده مامان بازم بیایم پارک
این اولین تجربه بهاری من وتو بود.
.gif)
زیباترین گل زندگیم


حال وهوای بهار
