آرین آرین ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره

مامان از کودکی هام بگو

بدون عنوان

1389/12/11 9:06
نویسنده : مامان نسترن
626 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل پسر مامان

امروز صبح که اومدم بالای سرتو دیدم مثل فرشته ها آروم دستاتو گذاشتی زیر سرتو لالا کردی.خدارو هزار بار واسه نعمت و رحمتی که بهم هدیه کرده ویه وقتایی من از سر نادونی یا شایدم خستگی یه حرفایی می زنم که دلشو به درد میارم شکر کردم.

از خدا می خوام جهالت منو نادیده بگیره و تو فرشته کوچولو رو در پناه دستای مهربونش حفظ کنه.

گلم امروز یه سری به سایتای دیگه زدم. آخه با اومدن این فناوری عجیب یعنی کامپیوتر دیگه کمتر ما آدمای تنبل سری به کتابخونه های شهر حتی کتابخونه خونگیمون می زنیم. واسمون این راحتتره که بشینیم یه گوشه و با زدن چند تا دکمه کلی مطلب پیدا کنیم . تازه بعضی وقتا به صحت ودرستیشونم شک کنیم.

کجا بودم عزیزم! آهان یه حرف ساده از یه وبلاگیکه(روزهای مادرانه) یه مامان مهربون نوشته بود خیلی به دلم نشستم. واست می ذارمش تا بخونی:

گاهی فکر می‎کنم دارم خیلی خودخواهانه بچه‎ام را بزرگ می‎کنم. بعد نگاه می‎کنم و می‎بینم همه مادرها همین کار را دارند می‎کنند، اما هر کدام «خود»شان یک چیز می‎خواهد.

من با دخترم (که حالا دارم یک سال و نیم‎اش می‎شود) هیچ چیز را «کار» نمی‎کنم. با او زبان دوم (و حتی زبان اول!) را تمرین نمی‎کنم. برای یاد دادن رنگ‎ها به او وقت نمی‎گذارم. دنبال بازی‎هایی برای تقویت هوشش نمی‎گردم. سعی نمی‎کنم گفتن جمله‎ها را به او یاد بدهم. اسباب‎بازی‎های فکری برایش نمی‎خرم. موتزارت برایش نمی‎گذارم.

به جایش می‎رویم روی تخت و یک ساعت تمام آن قدر قل می‎خوریم که هر دویمان از خنده نفس‎مان بند می‎آید. می‎رویم حمام و من نرگس را می‎شورم و نرگس عروسک و کاسه‎ها و اردک و دیوارهای حمام و توالت فرنگی و لیف و پرده حمام و من را! مثل خل و چل‎ها ادای حرف زدن با هم را درمی‎آوریم. او اصوات عجیب و غریب از حلقش درمی‎آورد و من با جدیت در مورد بحران خاور میانه، آب و هوا، آرشیو مجلات‎مان و کتابی که دارم می‎خوانم، جوابش را می‎دهم. با او حرف می‎زنم، نه برای این که روان‎شناس‎ها گفته‎اند با بچه حرف بزنید تا بچه باهوش شود و حرف بزند و ال و بل؛ برای این که از شنیدن صدایش لذت می‎برم. برای این که عاشق تلفظ "غ" و "ق" اش هستم! بازی می‎کنیم، نه برای این که باهوش شود یا چیزی یاد بگیرد؛ برای این که بازی کردن کیف می‎دهد. بازی‎ها را بر اساس میزان آموزش‎شان انتخاب نمی‎کنم. بر اساس حجم خنده‎های نرگس انتخاب می‎کنم. برای همین است که همیشه رتبه اول قل خوردن توی تشک و پتو و بالش است، بی آن که هیچ بار آموزشی‎ای داشته باشد!

من کاری ندارم به این که روان‎شناس‎ها چی گفته‎اند یا متخصصین آی‎کیو و ای‎کیو و کیو‎های دیگر! من دارم بچه خودم را بزرگ می‎کنم، نه بچه آن‎ها را. و یک بچه خوشحال معمولی را به بچه‎ای با کلی معلومات، ترجیح می‎دهم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

سارا
11 اسفند 89 9:11
سلام نسترن جون چه احساس قشنگی داری این مطلب که نوشتی خیلی زیبا بود منم همین عقیده رو دارم
محمد گیان
11 اسفند 89 9:56
سلام خاله سلام آرین جان زیاد سخت نگیر خاله همه همین جورین خدا دل آمها را میبینه نه ظاهر را خدایش به دل من هم نشست
بابائی
11 اسفند 89 10:54
مامان آنیسا
11 اسفند 89 12:38
سلام عزیزم من هم اعتقاد من هم مثل این نوشته توست برای من در زندگی هیچ چیز مهم تر از لذت بردن فرزندم از محیط اطراافش نیست در این صورت او میتواند بعدها بهترین چیزها را در پرتو آرامشی که امروز بدست آورده یاد بگیرد پس امروز دوست ندارم ذهن کودکانه دلبندم را درگیر مسائل بیشتر کنم برای یادگیری آنها میدانم که وقت هست حداقل یکسال اول زندگی نه ممنون از اینکه به آنیسا سرمیزنی
ملیحه
11 اسفند 89 17:20
جالب بود .منم تقریبا اینطوریم ولی گاهی وقتا دچار وجدان درد میشم که نکنه کوتاهی کنم منم یه بچه شاد رو ترجیح میدم.