سرماخوردگی
سلام پسر گلم. ممنونم که وقت میذاری و نوشته های مامانو می خونی. می دونم شاید یکم کسالت آور باشه که بشینی و کارهای هر روزتو بخونی که مثلا امروز رفتم اینجا و این کارو کردم. باور می کنی عزیز اصلا قصد نوشتن خاطرات روزانه رو توی وبت نداشتم . فقط تصمیم داشتم حرفای مادرو پسری باهم بزنیم اونم واسه روز مبادایی که نبودم و نیاز به همدم رو حس کردی کنارت باشم. اما نمی دونم چی شد که وسط راه بیراهه افتادم. عزیزکم امروز مامان خیلی گریه کرد. آخه گلم از دیشب سرماخوردی و آبریزش بینی داری. دوباره بی اشتها شدی. می دونم همین نخوردنت بدنتو ضعیف کرده. دلم خوش بود به شربت زینک که دوهفته بیشتر دووم نداشتو تو به شربت انگار عادت کردی و تاثیرش از بین رفت. ی...
نویسنده :
مامان نسترن
14:40



