تجربیات دیگران واعتماد به خودت
سلام پسر خوبم
اگه به صفحه های وبلاگت نگا کنی می بینی من خیلی واست دونه به دونه اتفاقاتی رو که در شبانه روز پیش اومده ننوشتم.
نه اینکه دوس نداشته باشم. راستشو بخوای همین اومدن ورفتنم هم خیلی باعجله س.
صبحها که یکی دوساعت می خوابی یه توک پا میام سر می زنم ومی رم دنبال کارای خودم. گاهییم اگه وقت بشه می رم یه تحقیقی می کنم ببینم غذای جدید یا بازی خوب واست چی پیدا می شه.
اما سعیم رو می کنم سیر تکاملیت رو حتما ثبت کنم.
هدف اصلی من از تهیه این وبلاگ واسه پسر گلم بیشتر حرف هایی که شاید اصلا فرصتش پیدا نشه که گفته بشن.
یه جورایی می خوام از تجربیاتی که توی این چند سال زندگیم بدست آوردم توام استفاده کنی.
مامان همیشه دلش باتویه. نگرانته. آخه دوستت داره.
منکه از یک ساعت بعدم خبر ندارم. می خوام اگه یه زمانی کنارت نبودم. اگه خدایی نکرده واست مشکلی پیش اومد بدونیکه مامان همیشه کنارته. بیای سریع وبلاگتو بخونی وباهم حرف بزنیم تایه خورده بتونم آرومت کنم.
گل مامان ترسی از تنهایی به دلت راه ندی عزیزم.این راهیه که همه باید برن. زندگی یعنی رفتن. هیچ وقت نذار یه سختی کوچیک تو رو مایوس کنه.
الهی که من قربون اشکات بشم. گریه نکن گلم. مامان اگه جسمش نباشه .روحش همیشه کنارته.

به حرفام گوش کن عزیزکم. اگه از تجربیات دیگران استفاده کنی وقتی به سن مامان برسی به پشت سرت که نگا کنی اصلا جایی واسه تاسف خوردن نداری.




البته گلم یه اشکال کار من اینه که زیادی به فکر اطرافیانم. شاید این خوب باشه اما واسه خودم شده دردسر. هر تصمیمی که می خوام بگیرم دلم می خواد همه رو راضی کنم.این جوری از کلی خواسته هام باید بزنم.
پسرکم به دیگران احترام بذار اما علایق خودتو فراموش نکن.
فردا که زمان انتخاب شغل ویا حتی همسر رسید شاید من وبابایی یه حرفا واظهار نظراتی داشته باشیم. همه اونا رو گوش کن اما تصمیم گیری آخر به عهده خودته.
نمی دونی یه شغلی که باب میل آدم نباشه واجبار روی سرت باشه که ادامه بدی ویا انتخاب رشته دانشگاهیت بدونکه خودت با دستای خودت آرزوهاتو نابود کردی. 
علاقه قلبی حرف اول واسه رسیدن به آینده روشنتو می زنه.
خب پسرکم ادامه حرفامون باشه واسه روزای دیگه. دیشب عموجون رضا شام خونه ما بودن. کلی کار توی آشپزخونه دارم .برم تا خوابیدی یه صبحانه مقویم واسه گل پسرم درست کنم.


تجربیات دیگران واعتماد به خودت
