خوش اخلاق بمون مامانی
گل پسر مامان: روزیکه واسه اولین بار توی بیمارستان دیدمت.آهسته چشاتو بازکردی یه نگاهی دور وبرت انداختی و آرومچشاتو گذاشتی روی هم.
یادته پسرکم خیلی اتاق شلوغ بود . خاله جونا آنا جون پدر جون.....اووه همه اومده بودن استقبالت. به همه با یه لبخند خوش اومد گفتی.![]()
همیشه از خدا می خوام تا من زنده ام تورو خندون وشاد بینم عزیزکم.
نذار هیچ چیز وهیچ کسی چشای تورو بارونی کنه. همیشه بدون یه جایی یه جوری یه کسی هست که عاشق لبخند توست![]()
همه می گن پسر خوش اخلاقی هستی. روزا که حوصله م سر می رفت بغلت می کردم. یه کوله پر ازوسایلت روهم می نداختم پشتم می رفتیم خونه آنا جون. توی تاکسی که می شستیم تو به همه لبخند می زدی.یه جورایی همه رو شیفته خودت می کردی.
یه روز یادمه واسه اولین باهم سواراتوبوس شدیم توی بغلم بودی. یه وقت دیدم ازپشت سرم همه دارن باتو بازی می کنن.خانوما می گفتن چه پسر خون گرمی![]()
پدر جون عاشقته وقتی می رسیدیم خونه آنا جون.اولین کاری که پدر جون واست می کرد این بود که سریع اسپنددودکنه.
خدا حفظت کنه باباجون که این قدر پسرکمو دوسداری![]()
الان یه ماهی هست رفتیم توی زمستون. یعنی فصلیکه تو واسه اولین بار می خوای برفشو تجربه کنی. اما گلکم هرسال دریغ ازپارسال از برف خبری نیست.
گل مامان مهربون و خوش اخلاق بمون تا همه دوستت داشته باشن
الهی همیشه خندون باشی



خوش اخلاق بمون مامانی
