خوش اومدی فرشته من, آسمونی بمون
پسر مامان ۱۰ ماهی میشه که از خونه آسمونیت به زمین اومدی. اونوقتا که توی دل مامان بودی. یادته همیشه واست از زیبایی زمین می گفتم. نمی خواستم بترسونمت . قلب کوچیکت طاقت نداره. خواستم راحت تر از آسمون دل بکنی.
خوش اومدی عزیزم
مامان همیشه مراقبته. به مامان قول بده .هیچ وقت هیچ وقت فراموش نکنی آسمون رو. فرشته های شیطون خونه آسمونیتو که همبازیت بودن.
گریه نکن عزیزم اینجام اونقدرام که می گن بد نیست. خوب باشی باهت خوبن.
همیشه یادت باشه یه جایی یه جوری یه کسی هست که هواتو داره.
یادته عزیزم وقتی داشتن واسه اومدنت به اینجا فرشته ها آماده ت می کردن تو گریه می کردی. به خدا گفتی مگه من چیکار کردم که می خوای تنبیهم کنی . با اون دستای کوچولوت دامن خدارو گرفتی و گفتی بذار بمونم قول می دم بقیه فرشته هارو اذیت نکنم . قول می دم شیطونی نکنم. خدام تورو نشوند توی دامنش و گفت عزیزکم تو خوبی پاکی اما باید بری یه سفر دور.هروقت موقعش شد برمی گردی. خدا اشکاتو پاک کرد وواسه دلگرمی بیشترت گفت : اونجا که رسیدی یه فرشته زمینی هست که همیشه مراقبته دوستتداره.اگه یه وقت دلت گرفت اون تورو آروم می کنه. گفتی اسمش چیه ؟ خدا گفت مادر
عزیز مامان نترس مراقبتم. فقط اگه می خوای دوباره برگردی پیش خدا باید مثل الان پاک و بی خط باشی. همیشه یه نگاهیم به آسمون بنداز.


خوش اومدی فرشته من, آسمونی بمون
