آرین آرین ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره

مامان از کودکی هام بگو

شبهای اخر ماه رمضون

1390/6/6 9:57
نویسنده : مامان نسترن
787 بازدید
اشتراک گذاری

دوسه شبه که هواخیلی سرد شده. نمی دونم اثرات بارون و سیل یهniniweblog.com

 

که توی شمال و شهرستانای اطراف مشهد اومدست یا شایدم گذراست.

دیشب افطار خونه خاله جون نوشین بودیم.

ماشالاه حالا دیگه خونوادمون بزرگتر شدن.niniweblog.com دورهم که جمع میشیم صدا به صدا نمیرسه.

 

بزرگترا یه جور حرفای خاص می زنن , شما نینی گوگولیام مدل خودتون.

طفلکی پسرخاله جون سپهر دیشب یکمی کسل و خسته بود

niniweblog.com

آخه شب قبلش خونه عمه جونش بوده تاصبح ساعت 9 با پسر عمه هاش مشغول بازی بودن و نخوابیده بود.

اما از همه بیشتر بازم ناز کردن صدفی جون واسه شما و خریدارنداشتن نازش از طرف شما شده بود سوژه مجلس.niniweblog.com

 

اما بودن شما دوتا باهم یه حسن بزرگ داره.

 

می دونی چیه مامانی؟

niniweblog.com

اونم اینه که کنار صدفی که هستی  نمی دونم از سر حسادت بچگونست که تا یه قاشق صدفی می خوره شما دهنتو باز می کنی و سرتو زودتر میاری جلو.

قربونت بشم چشم دوختی به دخمل خاله جون که چیکار می کنه , شمام همون کارو بکنی و اصلا نذاری صدفی اظهار وجود کنه.

بعد از افطار خانوما رفتیم توی اتاق تا بتونیم سریالمونو دنبال کنیم. امان از این آقایون که هر جا میرسن بحث سیاسیشون گل می کنه. شبکه بی بی سیم شده هووی خانوما.

توی اتاق شما و صدفی و پسرخاله جون  یه بازی جدید اختراع کردین.

پریدن روی تخت همانا و جیغ کشیدن همانا.

niniweblog.com

خیلی منظره خنده داری بود. صدفی آآآآآآآآآآآ میکشید شمام به اون نگا می کردی با تمام وجود آآآآآآآآآآآآآآآآ

 

niniweblog.comمنم یه لحظه بچگیم گل کرد قاطی شما شدم . عقده مو خال کردم.آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ

وای انگار گاهی لازمه اونقدر کوچیک بشی تا بتونی همه غم وغصه رو فراموش کنی.

اینم از شبای آخر ماه  رمضون.

پسر گلم

niniweblog.com

ثبت لحظه لحظه کودکیات تنهای تنها واسه حفظ پاکی تو دربزرگیه

 

درضمن امروز صبح پدر جونو آنا جون رفتن ایرانگردی .

خوشبحالشون .حقشونه یه عمر لحظه های جوونویشونو گذاشتن پای ما بچه ها. حالا دیگه زمان لذت بردن از باهم تنها بودنه.niniweblog.com

 

خوش بگذره. اما جای خالیشونو از الان دارم حس می کنم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

مامان ماهان
6 شهریور 90 13:49
نسترن جونم حسابی وبلاگ و خوشگل کردیا قالب جدید مبارکهههههههههههههه
مامان هوراد
6 شهریور 90 14:07
به به طاعات و عبادتهایتان قبول همیشه به مهمانی و افطاری دور هم بودن با فامیل خیلی خوب و دلچسبه قدر بدونید ما که دوریم کی فهمیم همیشه با عشق در کنار خانواده شاد باشی
مامان قندعسل
6 شهریور 90 16:56
سلام عزیزم قالب جدید مبارک خیلی رویاییهجای مسافرا خالی نباشه نسترن جونارینم چه بلایی ها خوبه که دختر نیست و اینقدر ناز داره اگه دختر بود خدا میدونست چی میشد بوسسس واسه کلوچه ی خاله
خاله نسرین
6 شهریور 90 17:45
سلام .نسترن جان.لحظات با هم بودن خیلی شیرینه.از خدا میخوام این شادیها برای همه باشه و دوام داشته باشه.
مامان نی نی گولو
6 شهریور 90 18:07
سلام عزیز پسل نازی داری ماشاالله خدا حفظش کنه خوشحال می شم با هم تبادل لینک داشته باشیم
nafasemaman
7 شهریور 90 0:42
عزیزم چه شبی بوده اووووووووووووایشالاه جای مامان و بابات خالی نباشه مامان نسترن
بابای زهرا کوچولو
7 شهریور 90 0:45
مامان شازده کوچولو
7 شهریور 90 3:13
سلاااااااااااام خوبید خوش میگذره . چه خوبه که همه جا خنک شده ، من که دلم نمیاد بگیرم بخوابم دوست دارم تا صبح صدای بارون رو بشنوم. آرین خانه با جذبه چطوره قربونت برم عزیزم دختر مردم گناه داره یه کم تحویلش بگیرخاله نسترن جان امیدوارم همیشه در کنار خانوادتون شاد باشید
مامانی کسرا
7 شهریور 90 9:24
می گم فکر کنم به خاطر غذا خوردن این فسقلی هم که شده باید یه نی نی دیگه بیاری
مامان آرین
7 شهریور 90 9:56
خاله جووووونی سلام ،مامان جونم آپ کرده ها اگه دوست داشتین بیاین
مامان رها
7 شهریور 90 10:07
سلام نسترن جون خیلی جالبه میبینم که مشکلات من و تو یه جورایی شبیه هم شدن وای امان از دست این بی بی سی شده بلای جون گاهی تو خواب هم گوش میده