آرین آرین ، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره

مامان از کودکی هام بگو

این متن رو هروقت ازدواج کردی بخون

1390/2/3 13:35
نویسنده : مامان نسترن
1,172 بازدید
اشتراک گذاری

این نوشته رو از لابلای مطالب بابایی پیدا کردم.

اولش که خوندم کلی خندیدم

بهتر دونستم توام بخونیش.

البته همه شوخیه جدی نگیرش.

 

 

اگر کریستوف کلمب ازدواج کرده بود!

 

 

 

اگر کریستوفر کلمبوس ازدواج کرده بود٬ ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشف نکند٬چون بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای٬ باید وقتش را به جواب دادن به همسرش٬ در مورد سوالات زير می گذراند:

 

- کجا داری میری؟

- با کی داری می ری؟

- واسه چی می ری؟

- چطوری می ری؟

- کشف؟

- برای کشف چی می ری؟

- چرا فقط تو می ری؟

- تا تو برگردی من چیکار کنم؟!

- می تونم منم باهات بیام؟!

- راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟

- بده لیستو ببینم!

- حالا کِی برمی گردی؟

- واسم چی میاری؟

- تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی٬ اینطور نیست؟!

- جواب منو بده؟

- منظورت از این نقشه چیه؟

- نکنه می خوای با کسی در بری؟

- چطور ازت خبر داشته باشم؟

- چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟

- راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!

- من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟

- مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟

- تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!

- خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو؟!

- من هنوز نمی فهمم٬ مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!

- چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟

- اصلا من می خوام باهات بیام!

- فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!

- واسه چی؟؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان!

- آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن!

- خفه خون بگیر!!!! تو به عنوان داماد وظیفته!

- راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

سارا
3 اردیبهشت 90 13:41
خیلی جالب بود نسترن جونم
مامان فرزانه
3 اردیبهشت 90 14:32
خیلی خوب وبد و کلی خندیدم چون واقعا همینطوریه
مامان غزل
3 اردیبهشت 90 17:29
واااااااااااااااااااااای نسترن جون مردم از خنده خیلی باحال بود مرسی عزیزم.
مامان آنیسا
3 اردیبهشت 90 19:43
سلام عزیزم کلی کیف کردم دستت درد نکنه آرین جونو ببوس
مامان فرشته
3 اردیبهشت 90 21:08
خدا بگم چیکارت کنه نسترن جون ههههههههه
مامان ماهان
3 اردیبهشت 90 22:39
خیلی خندیدم خانمی ممنون
rahim
4 اردیبهشت 90 19:22
سلام وبلاگ جالبی داری ممنون میشم به ما هم سر بزنی با تشکر
مامان قندعسل
4 اردیبهشت 90 20:00
خیلی بامزه بود افرین به این طبع طنز بابایی
اعظم
4 اردیبهشت 90 23:42
سلام عزیزم خیلی جالب بود ممنونم
مژگان
14 اردیبهشت 90 10:29
سلام خیلی خنده بود