پس کی راه میافتی عزیزکم؟
امروز که محمدصدرا جون پسر عمه جونو دیدم که با وجود اینکه یه ماهی از تو کوچیکتره اما خیلی خوب راه میره , مثل همیشه نگران شدم
وای پس کی راه میری عزیزکم؟
خسته شدم بس که منو دنبال خودت کشوندی. هرچی سعی می کنم از خودم دورت کنم تا تنهایی قدم برداری . می ایستی و انگشت منو محکم توی دستات فشار می دی و جیغ می زنی که ولم نکن با من بیا.
عزیزکم امروز که عمه حونا و عموجونا خونمون مهمون بودن. همش نگاهت به من بود. چندوقتیه که حسابی مامانی شدی.
منم که مشغول پذیرایی. بغل هیچ کسم نمی رفتی.
بابایی طفلکم یا کمک من بود یا سعی داشت تورو آروم کنه..gif)
خلاصه که گلم ناراحت نشی ها این روزا خیلی اذیتم می کنی.
همه کاراتو باجیغ راه می ندازی..gif)
مامانو نگران نکن عزیزم.
من خیلی روی تو حساب می کنم
اخلاق و رفتارت باید بیست باشه.
تو امید مامانی
الانه یه مقاله راجع به راه افتادن بچه ها پیدا کردم جالب بود. گفتم واست بذارم.
.gif)
راه رفتن کودک
برخي از والدين که شور و هيجان خاصي براي مشاهده صحنه راه رفتن فرزندشان دارند، پس از گرفتن دست کودک و راه بردن او، ناگهان او را در وسط اتاق رها کرده و از او مي خواهند که خود را به نقطه دورتري، جايي که پدر يا مادر منتظر اوست، برساند.
بگذاريد کودک تا حد امکان قدم هاي خود را با پاي برهنه و آزاد بردارد.
به هنگام خريد کفش به مرغوبيت، سبکي، نرم بودن و نيز اندازه بودن آن توجه کافي داشته باشيد و صرفاً به زيبايي ظاهري آن نينديشيد.
منبع: کتا ب کودک من


پس کی راه میافتی عزیزکم؟
