عکسهای جدید این چند روز غیبت مامانی وآقاپسر
وای وای چه اخمی. تازه از خواب بیدار شده بودی. دوست نداشتی از تخت بیای پایین

این چند روز که رفته بودیم خونه آنا جون. درنبود فرشمون. توعاشق کامفیوتل بازی هستی. کلا عاشق الکترونیک و برق و یه جورایی می خوای جای بابایی رو در محل کارش بگیری

ببین چه کار خطر ناکی. اگه یکمی دیرتر به اتاقت سر می زدم از تختت افتاده بودی. از خواب بیدارشدی و صداتم در نیاوردی که بفهمم بیداری. واااااااااای چقدر اونروز ترسیدم. فکر نمی کردم بتونی بلند شی

خوشتیپ کردی. چون قرار بود ظهر جمعه مامان جون(مامان بابایی)و عموجون بیان خونمون. کلا مهمون دوست هستی و کلیم پشت سر مهمون گریه می کنی. از درآویزون می شی که توام باهشون بری گردش. اونروز مجبور شدم موقع خداحافظی منم لباس بپوشمو ببریمت ددر.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عکسهای جدید این چند روز غیبت مامانی وآقاپسر
