شیطونک من.مواظب باش
سلام عزیز مامان.
دیروز داشتم با خودم فکر می کردم که واقعا تکامل انسان چقدر قشنگه.
هرلحظه زندگی باید منتظر یه اتفاق جدیدی باشیم.این رو کودکی تو بهم نشون داد.
خدایا ممنونم از این همه نظم و زیبایی
ظهر بود توی تختت آروم خوابیده بودی. منم داشتم کارامو می کردم.
یهویی صدای نق نقتو شنیدم وبعد قطع شد.
گفتم حتما به خوابت ادامه دادی.
بعد از 10 دقیقه آروم در اتاقو باز کردم تا ببینمت.
واااااااااااااااای
پسر مامان چیکار می کنی
توبیداری
چشمت روز بعد رونبینه.
دستاتو از لبه تخت گرفته بودی و ایستاده داشتی به پایین تخت نگا می کردی.
خدای من.
توکه نمی تونستی از حالت نشسته به این سادگی بلندشی.
از تخت آوردمت پایین وگذاشتمت توی هال کنار مبل.
ورفتم ادامه کارام برسم
یکمی گذشت دیدم باز از مبل گرفتی و بلند شدی.
خداجونم آرینی از مبل گرفته داره تاتی تاتی می کنه.
اینم از ادامه سیر تکامل پسر شیطون مامان


شیطونک من.مواظب باش
