پسرکم انتظار سخته
گل پسر مامان.می خوام واست یه سری نوشته بذارم از اون زمانیکه هنوز پا به این دنیا نذاشته بودی.
اینارو نوشته بودم . اما فرصت وبلاگ ساختنشو نداشتم.
![]()
از انتظارم برای تو
فرشته کوچولوی مامان سلام.
ممنونم ازت که آروم نشستی و داری به حرفام گوش ميدی. ديگه کم کمک بايد با دوستای کوچولو و آسمونی خودت خداحافظی کنی عزيزم. می دونم دنيا اصلا به پای قشنگيا و مهربونيای آسمونت نيست . اما بيا که مامان خيلی وقته منتظرته.
پسرکم وقتی چشمای معصومتو به اين دنيا بازکردی و اونو زيبا ديدی, سعی کن هميشه معصوم و پاک بمونی, فراموش نکن واسه برگشتن به آسمون خدا , اينجا بايد خوب باشی.
عزيزکم نمی دونی چقدر دلم واسه بوييدنو بوسيدن اون دستای کوچولوت که بوی خدامو می ده پرمی زنه . يادت باشه قبل از شروع سفرزمينيت , يه تيکه ازآسمونو گوشه قلب کوچولوت بذاری و واسم بياری.
پسرکم , بدون دنيا همش سختی و رنج نيست. خوشياشم دووم ندارن. يه وقت نشکنی , صبور باش , قوی باش. تو اينجايي نيستی. يادت باشه گلکم.
فرشته مامان, خوشحالم که هرازگاهی باتکونات به من می فهمونيکه تنها نيستم.
امروز نهمين روز از دی ماهه. می گن انتظار خيلی سخته, اما انتظارتورو کشيدن سختيه که شيرينه.
نمی دونم لياقت اسم زيبای مادر رو دارم , يا اصلا لياقت درآغوش کشيدن تو کودک پاک و آبي رو. از خالقت می خوام هيچ وقت منو تنها نذاره , همونطورکه تاحالا اين کارو نکرده,کمکم کنه بتونم اونجوری راهنمات باشم توی اين دنيا که خودش دوستداره .
امروز اولين روزی بودکه شروع کردم به حرف زدن باتو . می دونم حرفامو می شنوی, درآخر نوشته امروز بازم ازت ميخوام آسمونو وقتی روی زمينی فراموش نکنی عزيز مامان.
9/10/88


پسرکم انتظار سخته
