روز مادر مبارک

روز مادر
وقتی همه راجع به فداکاری و صبوری مادر حرف می زنن
واقعا شرمنده میشم
می گم اصلا لیاقت این اسم زیبا رو ندارم.
منیکه با کوچکترین حرکت تو داغ می کنم
غذاتو که نگه میداری توی دهنت و بعد میریزی روی لباسات اخم می کنم
وقتی کلی کار خونه مونده دارمو توام می گی با گریه که به من توجه کن , منم میگم : کاردارم
منیکه مدام از خستگی و بیخوابی و نق نقای تو شکایت دارم
منیکه وقتی میریم مهمونی یکی دوبار که دنبالت میافتم تا مبادا به چیزی دست بزنی و بعدشم بازم اخم می کنم
حالا پسرکم یعنی من لیاقت مادرشدنو دارم
شرمنده همه مامانای مهربونم
شرمنده خدای فرشته های پاک مادریم
شرمنده تو گل پسرم
با همه غرغرا و بیحوصلیگیام
مامان همیشه مراقبته

روز همه مامانای گل و مهربون قدیم وجدید مبارک
دیشب رفتیم 3 تایی خرید هدیه واسه مامان جون( مامان بابایی). بابایی گفت بهتره وسایل جانبی دستگاه قند خونو بگیریم. آخه مامان جون قند دارن.
بعد خرید تشنه شدیم .
بابایی رفت واسه خرید آبمیوه.
وقتی برگشت یه جعبه بزرگم همراهش بود.
گفتم کیک رو از الان خریدی.
امروز مال شماست
فردا و پس فردا هم مال مامانای خودمون
به چه کیکی
شبیه ساندویچ همبرگر یود
چند شب قبل هم واسه مامان من یه ساعت دیواری بزرگ پاندول دار خریدیم . آخه مدتها بود ساعتشون دیگه خوب کار ن می کرد.
بابایی یه تراول 50 داد به من و یه تراول دیگه رو قرار شد 25 خرداد روز تولدم بده.
اول قرار بود ADSLواسم بگیره تا راحتتر بتونم بیام اینترنت. اما دیدم اینجوری از کار وزندگی میافتم و اعتیادم بالا میره. گفتم بهتره پولشو بدی
این پول رو باید پس انداز کنم واسه روز مرد واسهخود بابایی خرید کنم.
اینم از من دیگه وقتی سرکار نمی رم بابایی باید از یه دست بده از دست دیگه بگیره



روز مادر مبارک 

